|

فصلنامه مطالعات راهبردی شماره
53
سال چاپ : پاییز 1390
تعداد صفحه : 280
قیمت : 30000 ریال
●
انقلاب منابع آشکار در هزاره سوم: چالش هستیشناختی اطلاعات در نوشتار پیش رو، بررسی تأثیر انقلاب خبری رخداده در آغاز قرن بیستویکم بر روی اطلاعات مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت، به دنبال پاسخ این پرسش میباشیم که آیا با وقوع انقلاب خبری که یکی از ویژگیهای عمده آن، انقلاب در موضوع منابع آشکار میباشد، چالشی پیش روی هویت اطلاعات قرار گرفته است که میتواند موقعیت هستیشناختی اطلاعات را دچار تحول نماید؟ بدین منظور ابتدا و پس از معرفی مفاهیم اولیه، تحول در منابع اطلاعات آشکار در ذیل انواع روشهای جمعآوری ارائه میشود. سپس به بررسی تاثیرات انقلاب خبری و منابع آشکار بر جنبههای مختلف اطلاعات شامل شفافیت، پاسخگویی، پنهانکاری و پنهان بودگی، رابطه تولید کننده و مصرف کننده اطلاعات، خارج شدن منابع جمعآوری از انحصار سازمانهای اطلاعاتی، حجم انبوه اخبار و قابلیت اعتماد به آنها و نقش فنآوری اطلاعات (اخبار) در اطلاعات میپردازیم. در آخر، در مورد سوال تحقیق با توجه به بررسیهای انجام شده نتیجهگیری میشود.

غلامرضا سالارکیا
●
تأثیر جامعه شبکهای بر فعالیت سازمانهای اطلاعاتی
سلسله روابط مبتنی بر جریانها، مهمترین ویژگی جامعه شبکهای است. بیان کاستلز در توضیح این مفهوم ناظر بر تأثیرگذاری این فرآیند بر حوزههای مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی است. همچنانکه بسیاری از حوزهای سیاسی – اجتماعی در جامعه شبکهای ماهیتی متفاوت یافتهاند، سازمانهای اطلاعاتی نیز به لحاظ ساختار، وظایف و رویارویی با تهدیدات نوین، متحول شدهاند. از این رو، پرسش اساسی این است که فرآیند شبکهای شدن چه تأثیری بر سازمانهای اطلاعاتی داشته است؟ به نظر میرسد چنین وضعیتی موجب کاهش سطح پنهانکاری، انعطافپذیری، تغییر در ساختار، رویکردها و نیز تغییر فرآیند جمع آوری اطلاعات در سازمانهای اطلاعاتی شده است. تنوع موضوعات اطلاعاتی و تکثر تهدیدات در فضای شبکهای، موجب شده کمتر کشوری به تنهایی قادر باشد با همه وجوه تهدیدات برخورد نماید. از این رو، ورود به رویکرد نوینی به نام تسهیم اطلاعات، سرویسهای اطلاعاتی را قادر میسازد ضمن فائقآمدن بر تهدیدات نوین، نسبت به حفاظت و صیانت از اطلاعات حیاتی و استراتژیک اقدام نمایند.

علیرضا قاضی زاده
●
امنیت، سیاست و اطلاعات؛ در جستجوی چارچوبی برای تبیین
نظارت بر اطلاعات در نظامهای مردمسالار
با وجود اینکه رابطه امنیت، سیاست و اطلاعات از ابتدای پیدایش این مفاهیم معنادار بوده و تحول در ساختار اطلاعاتی همواره تابعی از تحول در وضعیت امنیتی و نظام سیاسی هر کشور بوده است، اما مطالعه علمی رابطه میان این مقولات و نیز نظارت بر اطلاعات در نظامهای مردمسالار موضوعی جدید است که چندان مورد توجه نبوده است. بر این اساس، در مقاله حاضر از خلال بررسی رابطه امنیت، سیاست و اطلاعات به بررسی و تبیین نظارت بر اطلاعات در انواع نظامهای سیاسی پرداخته میشود تا بدین ترتیب چارچوبی قابل اتکا برای درک و تبیین بهتر نظارت بر اطلاعات در نظامهای مردمسالار فراهم شود.
در راستای دستیابی به این چارچوب، ابتدا به بررسی نظری رابطه امنیت، سیاست و اطلاعات پرداخته میشود تا نسبت آنها را با یکدیگر بهتر دریابیم. سپس با نگرشی تاریخی-گفتمانی بر مفاهیم مختلف از این مقولات تأکید شده و بر این اساس تحول وضعیتهای امنیتی، نظامهای سیاسی و ساختارهای اطلاعاتی مختلف و ارتباط این تحولات با یکدیگر مورد بررسی قرار میگیرد. در نهایت بر اساس مباحث نظری و تاریخی طرح شده به بررسی دقیقتر نظارت بر اطلاعات در انواع نظام سیاسی و به ویژه در نظامهای مردمسالار پرداخته میشود. فرض نگارنده در مطالعه حاضر این است که نظارت بر اطلاعات متأثر از رابطه متقارن میان امنیت، سیاست و اطلاعات بوده و به تبع تحولات صورت گرفته در این مفاهیم، از نظارت شخصی و یکجانبه به سمت نظارت قانونی و چندجانبه در حال تکوین بوده است.
رضا خلیلی
● سیاست زدگی اطلاعات: از بیهویتی سازمان اطلاعاتی تا ناکامی نظام سیاسی
اطلاعات به عنوان سیستمی باز و سیاست به مثابه محیطی فعال، همواره در حال تعامل و اثرگذاری بر یکدیگرند. تلاش برای سلطه و تفوق اطلاعات بر سیاست ، اطلاعات زدگی سیاست و عکس آن پدیده سیاست زدگی اطلاعات را موجب میشود. سیاست زدگی اطلاعات، در هر دو صورت آشکار و پنهان آن، پدیدهای مذموم است که پیامدهای خطرناکی را برای هر دو سیستم اطلاعاتی و سیاسی به همراه خواهد آورد. از آنجاکه حلقه اتصال میان دو سیستم اطلاعاتی و سیاسی، بیش از همه در نقطه محصول یا تحلیل و برآورد اطلاعات متجلی میشود، سیاست زدگی اطلاعات نیز در برآوردها و محصولات اطلاعاتی عینیت مییابد.سیاست زدگی اطلاعات در هر دو نوع آشکار و پنهان آن موجب ضعف ، اخلال و انحراف در روند و روش تحلیل و برآوردهای اطلاعاتی میشود که از مهم ترین این انحرافات، ذهن گرایی مفرط و تفسیرگرایی است. این انحراف، از یک سو، موجب شکست و ناکارآمدی سیستم اطلاعاتی و در نتیجه بی هویتی آن در نزد مقامات و افکار عمومی میشود و از سویی دیگر، با ایجاد آنتروپی مثبت در نظام سیاسی موجب غافل گیری و شکست سیاستها و اهداف کلان نظام و دولت میشود. در این مقاله به بررسی دو پرسش اساسی و مرتبط با یکدیگر پرداخته میشود. اولاً، میان سیاست و اطلاعات چه رابطه ای وجود دارد ؟ و ثانیاً، پیامد سیاست زدگی اطلاعات بر سازمان اطلاعاتی و نظام سیاسی چیست و این پیامد چگونه بروز میکند؟
علیرضا خسروی
● هشداردهی: کارکرد تحلیل اطلاعاتی در جلوگیری از غافلگیری
هدف اصلی از تحلیلهای امنیتی ـ اطلاعاتی، آیندهنگری و هشداردهی نسبت به رویدادها و وقایع در آینده است تا از بروز بحرانها، غافلگیریها و شکستهای امنیتی جلوگیری شود. مهمترین ادعای این نوشتار آن است که اتخاذ رویکرد آیندهنگرانه و ایجاد نظام هشداردهی مناسب، میتواند منجر به تقویت نقش سرویسهای اطلاعاتی در تولید پیشآگاهی نسبت به وقایع شده و از وقوع وضعیتهای غافلگیرانه بکاهد. نظام هشداردهی نیز باید مبتنی بر تعیین احتمالات، تأثیرات هر احتمال و رتبهبندی احتمالات باشد. در این صورت، تحلیل اطلاعاتی میتواند به انجام وظایف اصلی و ذاتی نزدیک شود.

ابراهیم حاجیانی
●
سازمانهای اطلاعاتی و ثبات سیاسی
الوین تافلر مدعی شد که جهان با موج سومی از زندگی مواجه است که در نهایت، به بروز ناآرامی و بیثباتی در تمامی حوزهها و از آن جمله سیاست منجر میشود. این ادعای تافلر را میتوان در نتیجه افزایش «پیچیدگی زندگی اجتماعی» و «ارتباطات انسانی» تفسیر نمود. «پیچیدگی» و «ارتباطات»، دو عنصری هستند که لزوم «فعالیت اطلاعاتی» را برای رهبران سیاسی توجیه مینمایند. در دیدگاه سنتی، نقش سازمانهای اطلاعاتی در ایجاد ثبات سیاسی محدود به شناسایی و سرکوب علل فاعلی بیثباتی سیاسی است، ولی در دیدگاههای مدرن، تعاریف پیچیدهتری از ثبات سیاسی ارائه شده و به طور متقابل، نقش پیچیدهتری برای سازمانهای اطلاعاتی تعریف شده است. این پژوهش در صدد یافتن پاسخی برای این سؤال است که «سازمانهای اطلاعاتی» از طریق چه مکانیسمی بر «ثبات سیاسی» تأثیر گذاشته و مانع بیثباتی سیاسی میشوند؟ نتایج حاصل از این پژوهش، نشان میدهد تأثیر سازمانهای اطلاعاتی به عنوان «متغیر مستقل» بر ثبات سیاسی، به عنوان «متغیر وابسته» در نحوه تعامل آنها با «متغیرهای واسطهای» چون محرومیت نسبی، فرصتهای سیاسی، عوامل خارجی، آنومی سیاسی، مشروعیت، تنوع قومی و مذهبی، دموکراسی، جنبشهای اجتماعی، فرهنگ سیاسی و مشکلات اقتصادی، بروز و ظهور مییابد. در پایان، بهترین راهبرد سازمانهای اطلاعاتی برای ایجاد و حفظ ثبات سیاسی، تمرکز بر «اقدام شناختی» به جای «اقدام پنهان» و «مشارکت در فرآیند سیاستگذاری» به جای «ایفای نقش هشداردهنده» معرفی شده است.
عبدالمحمود محمدیلرد
●
سازمانهاي اطلاعاتي و سياستخارجي: چارچوبي براي تحليل
سازمانهای اطلاعاتی چه نقشی در سیاست خارجی دارند؟ و رابطه اطلاعات و سیاست خارجی چگونه است؟ نویسنده در پاسخ به این پرسشها، به بررسی دو نقش شناختی و اجرایی برای اطلاعات در سیاستگذاری خارجی پرداخته و مدعی رابطه دوسویه سیاست خارجی و اطلاعات است. از یک سو، نوع سیاست خارجی و نیازمندیهای سیاستگذاران خارجی، دستور کار و سیاست اطلاعاتی را تعیین میکند و از سوی دیگر، سازمانهای اطلاعاتی با محصولات شناختی خود در شکلگیری برداشت سیاستگذاران و موضوعات و مسائل سیاست خارجی تأثیر میگذارند. به رغم وجود نقش اجرایی سازمانهای اطلاعاتی، نویسنده نقش شناختی را فلسفه وجودی سازمانهای اطلاعاتی و پایدارترین نقش اطلاعات معرفی میکند. با وجود این، نویسنده بر آن است که هرچه ثبات در سیاست خارجی کشور بیشتر باشد، شاهد نقش شناختی سرویسهای اطلاعاتی در فرایند سیاستگذاری خواهیم بود و بیثباتی در محیط پیرامونی و سیاست خارجی کشور، نقش سرویسهای اطلاعاتی را به سمت اجرایی سوق خواهد داد.
مهری میرمحمدی
|