تأسيس پايگاه نظامي امريكا در آذربايجان و امنيت جمهوري اسلامي ايران


فرزاد صمدلي
كارشناس مسايل آذربايجان


فهرست

الف ـ كليات
ب ـ مشتركات فرهنگي ـ مذهبي
ج ـ وضعيت سياسي و اقتصادي آذربايجان
دـ گرايشهاي آمريكايي در آذربايجان
ح ـ آيا آذربايجان مورد حمايت قرار خواهدگرفت؟
و ـ ملاحظات مربوط به امنيت ملي ايران


چكيده
اگر چه منطقه قفقاز از ديرباز مورد توجه دولتمردان ايراني بوده است، اما در اين ميان آذربايجان به خاطر موقعيت ژئوپلتيك خاصش از اهميت بيشتري برخوردار بوده است. نويسنده دراين نوشتار باتأكيد برروي روندهاي جاري در اين منطقه سعي دربازشناسي كانونهاي امنيتي فعال در منطقه دارد و اينكه غفلت جمهوري اسلامي ايران از اين روندها چگونه مي تواند تأثيرات منفي اي را براي امنيت ملي ايران در پي داشته باشد. براي اين منظور مولف اگر چه به پيوستگيهاي فرهنگي ـ سياسي و اقتصادي بين ايران و آذربايجان اشاره دارد، اما اذعان دارد كه حضور قدرتهاي فرا منطقه اي و بازيگري منافع ملي در سطح عالي، نيروي قوي اي را شكل داده است كه مي تواند بر ملاحظات فرهنگي اجتماعي گفته شده، فايق آيد و اين پديده اي است كه ما در طرح تأسيس پايگاه نظامي امريكا در آذربايجان با آن مواجه مي باشيم.
اين واقعيت كه اگر آذربايجان به ناتو بپيوندد، تمامي مرزهاي شمال ايران در محاصره ناتو در خواهد آمد و به نوعي نفوذ اسراييل در منطقه را تقويت مي كند، ما را وامي دارد تا نسبت به سياستهاي آذربايجان بيشتر حساس بوده و با دقت كامل آن را دنبال كنيم. تقويت علقه هاي بين دو كشور، در نهايت پيامدهاي امنيتي مثبتي را خواهد داشت كه دو كشور از آن منتفع مي‍شوند.

الف ـ كليات
منطقه قفقاز از دير باز مورد توجه پادشاهان ايراني و خلفاي اسلامي بوده است. اين سرزمين در دورانهاي پيشين تحت سيطره سلاطين ايراني و ترك قرار داشته و مرز ايشان با امپراطوري روم شرقي به شمار مي آمده است؛ بعدها مورد تاخت و تاز مغولان، محل رقابت صفويان و عثماني، محل كشمكش ايران و روس، جايگاه منازعه ميان روس و عثماني و قرار گرفت و به طور كلي هموراه صحنه شورشهاي قومي و مذهبي بوده است كه ادامه اين معضلات را امروز نيز در منطقه «قره باغ» شاهد هستيم. اين منطقه 500 هزار كيلومتر مربعي كه در حد فاصل اروپا و آسيا واقع شده، مرز ميان تمدن اسلامي و تمدن مسيحي و سه فرهنگ روس، ترك و فارس است. اين منطقه با جمعيتي در حدود 30 ميليون نفر، 24 قوم و 50 زبان را در خود جاي داده است. چهار دين مسيحيت، بودا، اسلام و يهود پيرواني در اين منطقه دارند. تقسيمات سياسي اين منطقه نيز از ويژگي يگانه اي برخوردار است. جمهوري آذربايجان رخود از دو جمهوري خودمختار نخجوان و قره باغ تشكيل شده است؛ جمهوري گرجستان نيز به چندين جمهوري نظير چچنستان، داغستان، كاليكستان و تقسيم گشته است.
در اين ميان، آذربايجان از موقعيت ژئوپلتيكي شايسته توجهي برخوردار است؛ اين كشور كه در همسايگي ايران، تركيه1 و روسيه قرار دارد، ضمناً در مجاورت دو جمهوري مسلمان و ترك نشين روسيه (يعني چچن و داغستان و نيز مسلمانان ساكن دركناره هاي رود ولگا) و نيز جمهوري ارمنستان قرار گرفته است.

ب ـ مشتركات فرهنگي ـ مذهبي
منطقه آذربايجان تا بيش از عهد نامه هاي تركمانچاي و گلستان جزء ايران بوده است. اشتراكات تاريخي با سرزمين مادري موجب شده است كه مشاركتهاي تمدني ميان اين دو كشور همچنان به قوت خود باقي بماند. 105 سال حاكميت تزارها و 78 سال حاكميت كمونيستها هيچ يك نتوانست فرهنگ ارتدوكسي و يا ايدئولوژي كمونيستي را جايگزين تفكر اسلامي در اين منطقه نمايد. ادبيات سوزناك «جدايي» (آيرليق) كه شاعراني همچون الماس ايلديرم، اسماعيل حكمت، حسين جاويد، صمد ورقون، سليمان رستم، داداش آذراوغلو، بختيار نقاب زاده، علي توده، حبيب زارع، سمند قراچورلو، محمد آراز و مرحوم شهريار پديد آوردند. در سوگ جدايي از ايران اشعار بسيار زيبايي را در خود دارد.
عليرغم جدايي آذربايجان از ايران، تحولات اين دو كشورـ طي قرن بيستم ـ بر ديگري نيز تأثير بسزايي داشته است؛ براي نمونه مي توان به رويداد نهضت مشروطيت در ايران، انقلابهاي اجتماعي و سياسي در قفقاز، شوروشهاي ارمنيان قفقاز، تشكيل نظام خود مختار آذربايجان پس از جنگ جهاني اول، تشكيل جمهوري خود مختار آذربايجان در ايران، وقوع انقلاب اسلامي در ايران، فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، وقوع بحران قره باغ و اشاره كرد.
نبايد از ياد برد كه آذربايجان دومين كشور شيعه جهان است. اگر چه در قانون اساسي جمهوري آذربايجان، حكومت آن غيرديني ناميده شده است، اما 90% آذربايجانيها مسلمان و از اين ميان حدود 70% شيعه مي باشند. جمهوري آذربايجان 8 ميليون نفر جمعيت دارد كه قريب 87% آنان ترك زبان هستند. آذربايجانيها با ميليونها آذربايجاني ايراني رابطه خويشاوندي دارند و همين امر موجب شده است كه اين كشور به ميدان رقابت ميان ايران و تركيه تبديل شود. هرگونه سستي و يا باخت آشكار ايران در اين رقابت، مي تواند لطمات جبران ناپذيري بر امنيت ملي ما وارد سازد.

ج ـ وضعيت سياسي و اقتصادي آذربايجان
در حال حاضر، نوعي منازعه قومي ـ مذهبي در منطقه قره باغ آذربايجان و ميان ارمنيان ارتدوكس و مسلمانان شيعه در جريان است كه تأثيرات آن را مي توان بر روي تركها و ارمنيهاي ايران نيز ديد. از سوي ديگر، تلاشهاي ايران جهت پراكندن فرهنگ اسلامي و شيعه‌گري در منطقه قفقاز، تنها از طريق آذربايجان امكان پذير است. از نظر اقتصادي نيز آذربايجان از پتانسيلهاي اقتصادي خوبي نظير نفت، برخوردار است؛ در اين ميان عبور خط لوله‌‌هاي گاز و نفت آذربايجان از ايران، مي تواند كشور ما را به شاهراه خطوط نفت حوزه درياي خزر تبديل كند.

د ـ گرايشهاي آمريكايي در آذربايجان
تضمين استقلال آذربايجان مي تواند مانع از ادامه حيات امپراتوري روسها ـ چه در غالب كمونيستي و يا به صورت ناسيوناليستي گردد از سوي ديگر، همسايگي ايران با آذربايجان و تبليغ تفكرات شيعي و اسلامي در آذربايجان و قفقاز مي تواند مشكلات فراواني را براي امريكا فراهم آورد. اگر آذربايجان پذيراي تفكرات اسلامي باشد، اين تفكرات به راحتي در ميان مناطقي همچون داغستان، چچن، تاتارستان و كه مسلسل وار در كنار يكديگر قرار گرفته‍اند، رواج خواهد يافت. تلاش امريكا براي حضور در خزر و جلوگيري از عبور خطوط لوله نفت از ايران، از ديگر علل تمايل به حضور امريكا در آذربايجان مي باشد. از سوي ديگر، سرمايه گذاري 73 ميلياردي در زمينه هاي مختلف ـ به خصوص نفت و گاز آذربايجان ـ موجب شده است كه امريكا خواهان محافظت از سرمايه هاي خود در اين كشور باشد. تلاش جهت بهره مندي هر چه بيشتر از منابع انرژي حوزه درياي خزر و در صورت امكان، جانشين سازي آن به جاي خليج فارس، از ديگر اهداف آمريكا در اين منطقه مي باشد و سرانجام آن كه، حضور لابي قدرتمند ارمنيها در كنگره امريكا موجب شده است كه بحران در قره باغ از اهميت ويژه اي براي ايالات متحده برخوردار باشد. جالب آن است كه آذربايجان نيز، خود سعي در جلب حمايت امريكا در بحران قره باغ دارد. علي يار صفوي يكي از وزيران سابق آذربايجان مي گويد:
«دريافت جنگ افزارهاي پيشرفته روسي به ارزش ميلياردها دلار به دست ارمنستان، خواه ناخواه آذربايجان را بر آن مي دارد كه با توجه به تهديد تماميت ارضي خود، سعي در تقويت قدرت خود در منطقه بنمايد.»
كارنيك باقاليان، يكي از سياستمداران آذربايجاني نيز در اين زمينه گفته است:
«ايجاد پايگاه نظامي امريكا در آذربايجان، تلاش اين كشور براي تحت فشار قرار دادن ايران، روسيه و به ويژه ارمنستان است.»

در اين ميان، آذربايجان سعي دارد تا با ايجاد يك جنگ رواني در برابر ايران، ارمنستان و روسيه، راههاي تقويت موضع خود در قبال بحران قره باغ را بيازمايد. استقرار پايگاههاي روسي در ارمنستان نيز در شكل گيري چنين خط مشي بي تأثير نبوده است.
از نظر اقتصادي نيز آذربايجان سعي در تشويق سرمايه گذاران غربي براي تداوم سرمايه گذاري در اين كشور دارد. و سرانجام آن كه، برخي معتقدند كه حيدر علي اف به اين ترتيب قصد دارد تا زمينه را براي رياست جمهوري فرزندش الهام علي اف فراهم آورد.

ح ـ آيا آذربايجان مورد حمايت قرار خواهد گرفت؟
سياستهاي ضد روسي، همواره در رأس برنامه هاي رؤساي جمهوري آذربايجان قرار داشته و اين امر تشويق امريكا را نيز در پي داشته است. آذربايجان همچنين كوشيده است تا درجريان
بحران چچن، نقش پلي ارتباطي ميان اين منطقه و دنياي غرب را ايفا كند. اين كشور همچنين با شركت در مانور دريايي اسراييل و تركيه در آبهاي مديترانه، سعي در نزديك سازي خود به متحدان ايالات متحده در منطقه دارد؛ اين همه سبب شده است كه آذربايجان مورد توجه ايالات متحده قرار گيرد.
با اين همه، احتمال حضور همه جانبه آمريكا در اين منطقه بعيد به نظر مي رسد. هيچ تهديد جدي در برابر منافع امريكا در منطقه وجود ندارد. روسها نيز آذربايجان را حياط خلوت خود مي‌‍دانند و اهميت آذربايجان براي روسها همچون اهميت كوبا براي آمريكاست. تلاشهاي امريكا براي بهبود روابط با ايران نيز با سياست تأسيس پايگاههاي نظامي در آذربايجان در تضاد مي‌باشد. از سوي ديگر، عليرغم تلاشهاي پيگير آذربايجان براي ورود امريكا به بحران قره باغ، ايالات متحده به هيچ وجه قصد آن را ندارد كه ارمنيها را تا بدان پايه از خود برنجاند كه موجب تسليم كامل آنها در برابر روسها شود. در اين ميان، تقويت آذربايجان و ورود اين كشور به ناتو مي تواند منجر به گسترش پان تركيسم و به دنبال آن، تشديد تحركات پان ارمنيستي و پان كرديسم در منطقه گردد.

و ـ ملاحظات مربوط به امنيت ملي ايران
اگر آذربايجان به ناتو بپيوندد، تمامي مرزهاي شمال غربي ايران در محاصره ناتو در خواهد آمد و زمينه براي حضور هر چه بيشتر اسراييل ـ بزرگترين دشمن ايران ـ فراهم خواهد شد. اين امر همچنين گسترش هر چه بيشتر انديشه هاي ليبراليستي و لائيك در منطقه را در پي خواهد آورد. حضور آمريكا در اين كشور موجب خواهد شد كه كشورهاي نفت خيز آسياي مركزي بيش از پيش تحت فشار قرار گيرند و مجبور به موافقت خط لوله باكو ـ جيحان ـ كه صرفه اقتصادي چنداني ندارد ـ شوند.
جمهوري اسلامي ايران بايد در دو بعد داخلي و خارجي مانع از تقويت اين شكل بنديها شود. در بعد خارجي، كمك به حل هر چه سريعتر بحران قره باغ، همكاري با روسها براي مخالفت با حضور پايگاههاي امريكايي در آذربايجان، حفظ تعادل روابط با دولت ارمنستان، جلوگيري از افزايش تنش با امريكا، تأكيد بر پيوندهاي ديرينه ميان ايران و آذربايجانم و تقويت دستگاههاي تبليغاتي برون مرزي از جمله اموري هستند كه مي توانند نقش كارآمد در حفظ تعادل سياسي منطقه ايفا كنند.
در بعد داخلي نيز انجام دادن اقداماتي نظير تأكيد بر محوريت اسلام، تأكيد بر بازگشت قفقاز به ايران (در صورت گسترش پان آذربايجانيسم)، جلوگيري از اقدامهاي تحريك آميز رسانه هاي گروهي، بهبود وضعيت اقتصادي استانهاي آذري نشين و مي تواند در حفظ امنيت ملي، نقش مؤثري ايفا كند.